میخواهم خدایی شوم

صدای خدا را می خواستم بشنوم

ندا آمد: به ناله و توبه گنهکار گوش کن

می خواستم خدا را نوازش کنم...

ندا رسید: کودک یتیم را نوازش کن

 


:: موضوعات مرتبط: مطالب مذهبي , دلنوشته , ,
|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
:: ادامه مطلب
نویسنده : الهام ابراهیمی
تاریخ : سه شنبه 18 مهر 1391
مهدی ما خواهد آمد و جهان را پر از عدل و داد خواهد نمود .

 

على بن هلال از پدرش روايت نموده كه گفت در مرض پيامبر (ص) ، حضورش شرفياب شدم ، ديدم فاطمه (س) در بالين پدرش نشسته و اشك مى ريزد چون صداى گريه اش بلند شد، پيامبر سر برداشت و فرمود:

فاطمه جان ! چرا گريه مى كنى ؟

عرض كرد: مى ترسم بعد ازشما احترام ما از دست برود ؟



:: موضوعات مرتبط: مطالب مذهبي , ,
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
:: ادامه مطلب
نویسنده : الهام ابراهیمی
تاریخ : پنج شنبه 6 مهر 1391
مطلب ارسالی ازnazanin

 صلي الله و عليك يا رسول الله

پدرو مادرم به فداي تو اي پيامبر رحمت

 

بَــــلغَ الْــــعُلی بِـــکــــــمالِــه                 کَشَـــــفَ الــدُّجـــی بـــجـــماله

حَــسُنَـــتْ جَـــمیع خِـــصـاله                 صَـــلّوا عـــــــــــــلیــه و آلـــه

 

یــا مــحمد، یـا محمد یـا محمد

 

صــــلوات بـر تـو و آل تــــو                بـه جـمال تـو بـه کـمال تـــــــو

چـــه شـود رسم به وصال تو                صَـــلّوا عـــــــــــــلیــه و آلـــه

 

یــا مــحمد، یـا محمد یـا محمد

 

تــو به خلق، هادی و رهبری                تـــو گــلی ز گـــــلشن داوری

تــو بـه انـبیاء هـمه سـروری                صَـــلّوا عـــــــــــــلیــه و آلـــه

 

یــا مــحمد، یـا محمد یـا محمد

 

تــو امـید مُــلک رســـالــــتی                تــــو شـــــــفیع روز قـــیامتی

تــو ز لـــطف یــــاور اُمــتی                صَـــلّوا عـــــــــــــلیــه و آلـــه

 

                                           یــا مــحمد، یـا محمد یـا محمد


 



:: موضوعات مرتبط: مطالب مذهبي , اشعار برگزيده , ,
|
امتیاز مطلب : 19
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
نویسنده :
تاریخ : 1 مهر 1391
شرح و خواص چهل اسم حضرت ادریس علی نبینا و علیه السلام

 

از شيخ بهايي عليه الرحمه منقولست كه مخلوقات و موجودات به اين نام ها مسخّر گردند و دارنده اين اسماء عجايب ها از او مشاهده گرددو هر كه مواظبت و مداومت نمايد دل و جان او روشن گردد بنحويكه اسرار غيب بر او آشكار گردد براي هر اسمي شرحي فرموده اند كه هر كس بخواند دعاي او مستجاب گردد.

اسم اول- سُبْحَانَكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ يَا رَبَّ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ وَارِثَهُ- اگر پادشاه ،حاكم، ارباب، و يا شخص با لا دست اواز كسي رنجيده باشد و بر او غضب نموده باشد چون به نزد او مي رود اين اسم را هفتاد بار بخواند و بر خود فوت كند آن غضب كرده بر وي مهربان شود و اگر كسي مداومت به خواندن اين اسم نمايد دل او روشن شود و رازهاي مشكل بر او آسان شود و جاه مرتبه ي او بيشتر شود و اگر با غسل و لباس پاك صدوبيست و يك بار بر چيزي خوردني بخواند و به مطلوب بخوراند چنان مطيع و مهربان بر وي شود كه آرام و قرار نداشته باشد.

اسم دوم- يَا إِلَهَ الْآلِهَةِ الرَّفِيعَ جَلَالُهُ - اگر كسي تنگ دست و در نظر مردم حقير باشد بيست روز هر روز پانزده بار بخواند فراخ دستي و جلالت ووسعت در وي پيدا شود و در نظر خلق بزرگ باشد و هر كه او را ببيند دوست وي شودوديگر تنگ دست و درويش نشود.

اسم سوم- يَا اللَّهُ الْمَحْمُودُ فِي كُلِّ فِعَالِهِ- هر كه روز جمعه وضو سازد و لباس پاكي ببوشد و به مسجد جامع رود و بعد از اقامه نماز جمعه دويست بار اين اسم را با خلوص بخواند و با اعتقاد درست به نيت هر حاجتي كه دارد آن حاجت برآورده شود.

اسم چهارم-  يَا رَحْمَانَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ رَاحِمَهُ - اگر كسي تند خو و بد خلق باشد و مردم از دست او در امان نباشند و بخواهي اين صفت از او زايل گردد و رحيم دل شود اين اسم را با مشك و زعفران بر صرب بنويسيد بنام آنشخص و مادرش در منزل آنكس در جاي پاكي دفن كنيد. و اگر براي محبت سه روز روزه بگيريد و هر روز پانصد مرتبه اين اسم را بخوانيد و روز سوم بر خانه اي برويد كه درب آن رو به قبله باشد و غسل نماييد و بيرون آييد و اين اسم را بر كف دست خود بنويسيد و در برابر آن شخص مورد نظر قرار گيريد او از محبت شما ديوانه شود.

اسم پنجم- يَا حَيُّ حِينَ لَا حَيَّ فِي دَيْمُومِيَّةِ مُلْكِهِ وَ بَقَائِهِ - اگر كسي مريض باشد و اطباء از معالجه وي عاجز باشند اين اسم را بمشك و زعفران بر كاسه چيني بنويسند و با نبات و گلاب حل كنند و بر مريض بخورانند شفا يابدبفرمان خدا. و اگر كسي مداومت نمايدهرگز مريض نشود.

اسم ششم- يَا قَيُّومُ فَلَا شَيْ‏ءَ يَفُوتُ عِلْمَهُ وَ لَا يَئُودُهُ - اگر كسي بد فهم و كم ذهن باشد و همه چيز را فراموش كند و ياد نگيرد بمدت چهل روز هر روز به تعداد بيست و يك و يا بيست و هفت بار اين اسم را بخواند دل وي منور گردد و هر چه بشنود و بخواند في الفور ياد بگيردو ديگر فراموش نكند. و اگر كسي گمشده اي دارد روز شنبه صدوبيست بار بخواند چون بخواب رود كسي در خواب نشاني از گمشده وي بدهد هر كس مداومت نمايد هر گز دزد بر او نزديك نشود.

اسم هفتم- يَا وَاحِدُ الْبَاقِي أَوَّلَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ آخِرَهُ- چون كسي فكر هاي باطل و خيالباف بسيار باشد و بدين سبب ناراحت باشد اگر اين اسم را بسيار بخواند نجات مي يابد و اگر كسي از چيزي يا كسي خوف و ترس داشته باشد قبل از نماز ظهر غسل كند و نماز خواند چون فارغ شود پنجاه بار اين اسم را بخواند از ترس و خوف دشمن ايمن گردد و دشمن بر وي مهربان شود.

اسم هشتم-  يَا دَائِمُ بِلَا فَنَاءٍ وَ لَا زَوَالٍ لِمُلْكِهِ - اگر كسي بخواهد كه در كارها ثابت قدم باشد بنيت آن سه روز روزه بدارد هر روز با وضو سيصد بار اين اسم را بخواند خداوند حاجت او را روا كند اگر كسي بخواهد در مقامي هميشه ثابت بماند اين اسم را در نگين زرين بنگارد و در انگشتر كند درو شرف آفتاب باشد  دولت و رفعت او مستدام بماند.

اسم نهم-يَا صَمَدُ مِنْ غَيْرِ شَبِيهٍ وَ لَا شَيْ‏ءَ كَمِثْلِهِ- اگر در ميان زن و شوهر سازگاري نباشد اين اسم را به مشك و زعفران بر كاسه ي چيني نوشته و به آب چشمه بشويند و آن آب را بياشامند مهرباني پيدا شود و هر گز خصومت نكنند.

اسم دهم- يَا بَارِئُ فَلَا شَيْ‏ءَ كُفْوُهُ وَ لَا مَكَانَ لِوَصْفِهِ - اگر كسي بخواهد زبان بد گويان بر وي بسته شود و در حق وي بدي نتوانند بكنند بايد از سه مثقال سرب لوحي بسازد و اين اسم را با اسم بد خواهان مورد نظر و اسم مادرانشان را در آن لوح نقش كند و در شكم ماهي نهد و در زير زمين دفن كند زبان ايشان بر وي بسته شود.

اسم يازدهم-   يَا كَبِيرُ أَنْتَ الَّذِي لَا تَهْتَدِي الْقُلُوبُ لِوَصْفِ عَظَمَتِهِ- اگر كسي از دشمن گريخته باشد بايد هفت روز روزه بدارد و ترك حيواني كند(چيزي كه از حيوان است نخورد و در آن نخوابد )و هر روز هزار بار اين اسم را بخواند چون چنين كند دشمن وي مقهور گردد. و اگر كسي قرض دار باشد به اين اسم مداومت كند قرض او ادا شود.

اسم دوازدهم- يَا بَارِئَ النُّفُوسِ بِلَا مِثَالٍ خَلَا مِنْ غَيْرِهِ. هر كس اين اسم را بخواند و يا بنويسد و با خود دارد از مريضي ايمن باشد و اگر بر كسي نظر زده باشند و يا جادويي كرده باشند بر لوح هفت جوش نقش كند و با خود دارد جادو از وي برود و نظر از وي دفع شود و وسعت رزق و خوشدلي بر وي روي آورد.

اسم سيزدهم- يَا زَاكِي الطَّاهِرُ مِنْ كُلِّ آفَةٍ بِقُدْسِهِ  . اگر كسي هفت روز روزه بگيرد طوري كه آخرين روزه به چهارشنبه بيافتند همه روز غسل كند و لباس پاكيزه بپوشد و در مكان خلوت هر روز يك هزاروپنجاه و يك بار اين اسم را بخواند و در اطراف خود خطي بكشد و بخور خوش بسوزاند چون روز آخر كه چهارشنبه باشد از دعوت فارج شود هفت نفر مسخّر و مريد وي شوند و آنچه فرمان دهد آنها اطاعت كنند بشرط آنكه در اين ايام از جميع معاصي اجتناب كند و ترك حيواني نمايد.

اسم چهاردهم-  يَا كَافِي الْمُوسِعُ لِمَا خَلَقَ مِنْ عَطَايَا فَضْلِهِ  .اگر كسي حاجتي يا اميدي از كسي دارد كه او قبول نمي كند اين اسم را با مشك و زعفران بر پوست آهو بنويسد و در خانه ي آنكس دفن كند مراد وي بزودي برآيد.

اسم پانزدهم- يَا نَقِيُّ مِنْ كُلِّ جَوْرٍ لَمْ يَرْضَهُ وَ لَمْ يُخَالِطْهُ فَعَالُهُ. اگر كسي در دست ظالمي گرفتار باشد و به خواندن اين اسم مداومت كند از بركت اين اسم از دست آن ظالم رها شود.

اسم شانزدهم- يَا حَنَّانُ أَنْتَ الَّذِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ رَحْمَتُهُ . اگر كسي كارش بسته شود و از دست و پا و زبانش هيچ كاري بر نيايد بايد هفت روز ترك حيواني نمايد و هر روز در جاي خلوت اين اسم را صدوده مرتبه و يا هزارويك نوبت بخواند باذن خدا كار و گشاده گردد.

 

اسم هفدهم-  يَا مَنَّانُ ذَا الْإِحْسَانِ قَدْ عَمَّ الْخَلَائِقَ مَنُّهُ.اگر كسي تنگ دست و فقير باشد به اين اسم مداومت كند فقر و پريشاني از وي زايل گرددو از تنگ دستي خلاص شود .

اسم هجدهم-يَا دَيَّانَ الْعِبَادِ كُلٌّ يَقُومُ خَاضِعاً لِرَهْبَتِهِ . اگر كسي امانتي مهم را در جايي بگذارد و اين اسم را نوشته در لاي آن امانت بگذارد از آفت و خيانت محفوظ ماند اگر بر پارچه ي حرير بنويسد خيلي خوب خواهد بود.

اسم نوزدهم- يَا خَالِقَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ كُلٌّ إِلَيْهِ مَعَادُهُ . اگر كسي غايبي داشته باشد اين اسم را پنج هزار بار بخواند بزودي آن غايب مراجعت نمايد و در آمدن بي قرار باشد.

اسم بيستم- يَا رَحِيمَ كُلِّ صَرِيخٍ وَ مَكْرُوبٍ وَ غِيَاثَهُ وَ مَعَاذَهُ.اگر كسي خواهد شخصي را دوست و شيفته ي خود كند بنحويكه او آرام و قرار نگيرد اين اسم را به مشك و زعفران و گلاب بنويسد بنام او و مادرش و بنام خود و مادرش و هزار بار اين اسم را به همين نام ها نيت كرده و بخواند و نوشته را در آب اندازد .

اسم بيست ويكم-يَا تَامُّ فَلَا تَصِفُ الْأَلْسُنُ كُنْهَ جَلَالِهِ وَ مُلْكِهِ وَ عِزِّهِ.هر كه اين اسم را تا مدت دوازده روز هر روزي هزار بار بخواند عجايب بسيار بر وي كشف شود و در پيش بزرگان و مقامات عزيز و مقبول القول و با عزت گردد.

اسم بيست و دوم-  يَا مُبْدِعَ [مُبْدِئَ‏] الْبَدَائِعِ لَمْ يَبْغِ فِي إِنْشَائِهَا عَوْناً مِنْ خَلْقِهِ.اگر كسي هر روز روزي نود بار اين اسم را بخواند بسياري از چيزهاي پنهاني بر وي آشكار گردد و منفعت ها بيند و هر مرادي كه داشته باشد برآورده شود.

اسم بيست وسوم-  يَا عَلَّامَ الْغُيُوبِ فَلَا يَئُودُهُ شَيْ‏ءٌ مِنْ حِفْظِهِ . اگر كسي هر روز روزي هزاريكبار بخواند دولت و اقبال بر وي روي نمايد و در ميان خلايق عزيز و بزرگ باشد و هيچكس نتواند به او ضرر رساند و جميع مهمات او بخوبي كفايت گردد.

اسم بيست و چهارم- يَا حَلِيمُ ذَا الْأَنَاةِ فَلَا يَعْدِلُهُ شَيْ‏ءٌ مِنْ خَلْقِهِ. هر كس به اين اسم مداومت نمايد هيچكس با او مجادله و مقابله نتوان كرد و هر چه او بگويد همه قبول كنند و اگر چهل و يك بار بر ميوه (به يا سيب) بخواند و بخورد مطلوب دهد دوست و مهربان گردد و اگر اين اسم را بنويسد بنام مطلوب و مادرش و طالب و مادرش و از جايي بلند آويزان كند همين خاصيت را خواهد داشت

اسم بيست و پنجم –  يَا مُعِيدَ مَا أَفْنَاهُ إِذَا بَرَزَ الْخَلَائِقُ لِدَعْوَتِهِ مِنْ مَخَافَتِهِ . اگر كسي از شهر خود آواره گردد هر روز اين اسم را نود و نه بار بخواند به وطن خويش باز گردد و اگر به همين عدد كسي بخواند فتح بسيار در كار او پيدا شود و زبان جمله بد گويان بر وي بسته گردد.

اسم بيست وششم- يَا حَمِيدَ الْفِعَالِ ذَا الْمَنِّ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِهِ بِلُطْفِهِ. اگر كسي اين اسم را بسيار بخواند هرچند در نظر مردم بيمقدار باشد محترم و مكرم گردد و خداي تعالي چنان نعمت بر وي دهد كه از حساب آن عاجز ماند و به مرتبه اي رسد كه تمام خلق بر او حسد ورزند و هر چه بيشتر بخواند بهتر است و هر وقتي كه دويست هزار مرتبه تمام شودمادام العمر روزي هزار بار بخواند بسيار بسيار مجرب و آزموده است.

 اسم بيست و هفتم-  يَا عَزِيزُ الْمَنِيعُ الْغَالِبُ عَلَى أَمْرِهِ فَلَا شَيْ‏ءَ يُعَادِلُهُ . اگر دو كس و يا دو لشكر در جنگ و مخاصمه باشند اين اسم را بر آنها بخوانند بين آنها صلح و دوستي پديد مي آيد و اگر مداومت كنند عزيز و مكرم شوند و هيچ كس با خواننده اين اسم نتواند دشمني كند.

 اسم بيست و هشتم- يَا قَاهِرُ ذَا الْبَطْشِ الشَّدِيدِ أَنْتَ الَّذِي لَا يُطَاقُ انْتِقَامُهُ . اگر كسي گم كرده اي داشته باشد و يا امانتي به كسي داده باشد و نتواند آن را دوباره پس بگيرد اين اسم را دويست بار بخواند بنام آنكس البته گم شده پيدا شود و امانت باز گردانده شود و اگر مردي را بسته باشند اين اسم را به مشك و زعفران بر كاسه چيني بنويسند و با گلاب بشويند و به آن مرد بدهند گشاده گردد.

 اسم بيست و نهم- يَا قَرِيبُ الْمُتَعَالِي فَوْقَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ عُلُوُّ ارْتِفَاعِهِ. اگر كسي به خواندن اين اسم مداومت كند در نظر خلق عزيز و مكرم شود و براي دوستي و دشمني و زبان بند و بستن خواب كسي و خيلي چيز هاي ديگر نافع است كه بيش از اين از شرح آنها معذورم.

 اسم سي ام – يَا مُذِلَّ كُلِّ جَبَّارٍ بِقَهْرِ عَزِيزِ سُلْطَانِهِ . اگر كسي كار و بار او بسته باشد و هيچ كار به مراد وي انجام نگيرد بگيرد دل گوسفند سياه را و هفتصد مرتبه اين اسم را بر آن بخواند و بر آن دل گوسفند فوت كند و بعد اين اسم را بنويسد و درميان آن دل بگذاردودر مسجد دفن كند كار او گشاده گردد . و به جهت هلاكت دشمن يك هفته هر روزي هزار بار با اعتقاد درست بخواند كه دشمن هلاك شود و به جهت دوستي هفتصد بار بر شكر بخواند و بخورد مطلوب دهد دوست او شود .

اسم سي يكم – يَا نُورَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُدَاهُ أَنْتَ الَّذِي فَلَقَ الظُّلُمَاتِ نُورُهُ . اگر كسي را دشمني باشد و بخواهد بر وي فايق آيد روز يكشنبه روزه بگيرد وآنگاه غسل كند و جامه ي پاك بپوشد و به صحراي خالي ازآدم و حيوان برود هزار و هفتصد بار اين اسم را بخواند و حاجت طلبد بر دشمنش ظفر يابد بفرمان خداي تعالي.

 اسم سي دوم-  يَا قُدُّوسُ الطَّاهِرُ مِنْ كُلِّ سُوءٍ فَلَا شَيْ‏ءَ يُعَازُّهُ مِنْ خَلْقِهِ . اگر بخواهي كسي را ذليل كني و يا آنكه عزيز نمايي طوري كه از گدايي به پادشاهي رسد و آنچه بخواهي بر او ميسر شود در مدت يكماه مداومت به خواندن اين اسم نمايد و هر چه بيشتر خواند نافعتر خواهد بود و بعد از يكماه هم هميشه مشغول خواندن باشد بهتر بود و تاثيرش بيشتر شود.

 اسم سي و سوم-  يَا عَالِي الشَّامِخُ فَوْقَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ عُلُوُّ ارْتِفَاعِهِ. اگر كسي در رنج و بلا و شدت باشد اين اسم را بخواند رفع گردد و اگر بخت كسي بسته شده باشد به اين اسم مداومت نمايد بختش باز شود . و اگر كار كسي بسته شده باشد بگيرد دل گوسفند سياه نر را برآن هفتصد بار بخواند و فوت كند و اسم را بنويسد و در ميان دل بگذارد و در زير سقف مسجدي دفن كند گشاده گردد و روشني در كارش ظاهر شود.

اسم سي وچهارم-  يَا مُبْدِئَ الْبَدَايَا وَ مُعِيدَهَا بَعْدَ فَنَائِهَا بِقُدْرَتِهِ . اگر كسي به خواندن اين اسم مداومت نمايد كارهاي ديني و دنيوي او آراسته شود و همه كس مطيع وي شوند.

اسم سي و پنجم –يَا جَلِيلُ الْمُتَكَبِّرُ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ فَالْعَدْلُ أَمْرُهُ وَ الصِّدْقُ وَعْدُهُ . اگر كسي مريضي سخت داشته باشد اين اسم را سه بار بر او بخوانند و بر او بدمند شفا يابد و اگر حكم قتل كسي را صادر كرده باشند سه بار اين اسم را بر او بخوانند و فوت كنند از مرگ خلاص شودو اگر كسي به خواندن اين اسم مداومت نمايد نزد بزرگان محترم گردد و همه محتاج وي شوند .

اسم سي وششم –  يَا مَحْمُودُ فَلَا تَسْتَطِيعُ الْأَوْهَامُ كُلَّ شَأْنِهِ وَ مَجْدِهِ . اگر كسي مدت چهل روز ترك حيواني كند و تر شغل دنيا نمايد و بي تكلّم (بدون حرف زدن) هر روز و هر شب هزار و پنجاه و نه مرتبه اين اسم را بخواند صاحب نفس قدسي و مقامات عاليه گردد و همه چيز در اطاعت او باشد و عجايبها مشاهده كند .

اسم سي و هفتم –  يَا كَرِيمَ الْعَفْوِ ذَا الْعَدْلِ أَنْتَ الَّذِي مَلَأَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ عَدْلُهُ . اگر كسي خواهد كه خدا از گناهان او در گذرد و شهره ي آفاق شود به اين اسم مداومت كند مراد حاصل شود.

اسم سي هشتم –يَا عَظِيمُ ذَا الثَّنَاءِ الْفَاخِرِ وَ ذَا الْعِزِّ وَ الْمَجْدِ وَ الْكِبْرِيَاءِ فَلَا يَذِلُّ عِزُّهُ  . اگر كسي مديون باشد به اين اسم مداومت نمايد بزودي دينش ادا شود اگر پادشاه يا بزرگي بر او غضب نمايد هزار بار بخواند غضب پادشاه يا ارباب به مهرباني و دوستي تبديل شود .

 اسم سي و نهم –يَا عَجِيبُ فَلَا تَنْطِقُ الْأَلْسِنَةُ بِكُلِّ آلَائِهِ وَ ثَنَائِهِ . اگر كسي قسمت دنيايي خواهد و يا هر مراديكه داشته باشد به خواندن اين اسم مداومت نمايد جميع مراد و خواسته ي وي حاصل شود .

اسم چهلم – يَا غِيَاثِي عِنْدَ كُلِّ كُرْبَةٍ وَ يَا مُجِيبِي عِنْدَ كُلِّ دَعْوَةٍ أَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ يَا رَبِّ الصَّلَاةَ عَلَى نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أَمَاناً مِنْ عُقُوبَاتِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَنْ تَحْبِسَ عَنِّي أَبْصَارَ الظَّلَمَةِ الْمُرِيدِينَ بِيَ السُّوءَ وَ أَنْ تَصْرِفَ قُلُوبَهُمْ عَنْ شَرِّ مَا يُضْمِرُونَ إِلَى خَيْرِ مَا لَا يَمْلِكُهُ غَيْرُكَ اللَّهُمَّ هَذَا الدُّعَاءُ وَ مِنْكَ الْإِجَابَةُ وَ هَذَا الْجُهْدُ وَ عَلَيْكَ التُّكْلَانُ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ‏. اگر كسي اين اسم را هميشه بخواند نزد سلاطين عزيز و مكرم گردد و هيچكس بر وي دست نيابد و از دزدان و غيره در امان باشد و بايد اين اسم را نوشته و نزد خود نگهدارند و هر گز از خود دور نكنند. شرح اين اسماء ادرسيه خيلي زياد بود مختصر كرديم تا ملال حاصل نشود. و من الله التوفيق

به نقل از حسن بصرى چنين يافتيم : وقتى خداوند ادريس عليه السلام را به سوى ملتش فرستاد، اين نام ها را بدو آموخت و فرمود كه : ((تنها خود آرام آن ها را بگو و بر مردمان آشكار مساز كه مرا بدان بخوانند.))

از کتاب ((مهج الدعوات و منهج العنايات )) کتاب  ابن طاووس


 



:: موضوعات مرتبط: مطالب مذهبي , ,
|
امتیاز مطلب : 72
|
تعداد امتیازدهندگان : 20
|
مجموع امتیاز : 20
نویسنده : الهام ابراهیمی
تاریخ : پنج شنبه 30 شهريور 1391
دعا برای شفا یافتن دردهای ظاهری و باطنی

 

به تجربه اثبات شده است برای درد چشم و همه دردها توسل جستن به حضرت امام موسی بن جعفر (ع) و هفت سکه پول زیر سر بیمار گذاردن، و سپس به سادات موسوی (از نسب امام حسن مجتبی (ع)) پرداختن، و خواندن دعای زیر بسیار موثر است.

 

«اللهم انی اسالک بحق ولیک موسی بن جعفر (علیهم السلام) الا عافیتنی فی جوارحی ما ظهر منها و مابطن، و رفعت عنی جمیع الالام و الاسقام یا جواد یا کریم یا رحیم و یا ارحم الراحمین»

 

«خدایا از تو مسئلت دارم به حق ولیت امام موسی بن جعفر (ع) (مگر این که ) درد ظاهری و باطنی اعضا و جوارح مرا عافیت بخشی، و همه دردها و ناخوشیها را از آن برطرف سازی، ای بخشنده، ای بزرگوار، ای رحیم، ای مهربانترین مهربانان.»

 

منبع:گنجهای معنوی



:: موضوعات مرتبط: مطالب مذهبي , ,
|
امتیاز مطلب : 28
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 8
نویسنده : الهام ابراهیمی
تاریخ : چهار شنبه 29 شهريور 1391
به نام حضرت دوست كه هر چه داريم از اوست

 



:: موضوعات مرتبط: مطالب مذهبي , ,
|
امتیاز مطلب : 378
|
تعداد امتیازدهندگان : 80
|
مجموع امتیاز : 80
نویسنده : الهام ابراهیمی
تاریخ : سه شنبه 28 شهريور 1398
امام علی (علیه السلام ) و پیش بینی نابودی اسرائیل

 

در روايات متعددي ، موضوع تسلط يهود بر سرزمين‌هاي اسلامي و حوادث پس از آن پيشگويي شده است که در اينجا به مناسبت حوادث جاري در منطقه به دو مورد از آنها اشاره مي‌کنيم:

در روايتي كه از اميرمؤمنان(ع) نقل شده است در اين زمينه چنين آمده است: يهود براي تشكيل دولت خود در فلسطين، از غرب [ به منطقه عربي خاور ميانه] خواهند آمد.

عرضه داشتند: يا اباالحسن! پس عرب‌ها در آن موقع كجا خواهند بود؟ فرمود: در آن زمان عرب‌ها نيروهايشان از هم پاشيده و ارتباط آنها از هم گسيخته، و متّحد و هماهنگ نيستند. از آن حضرت سؤال شد: آيا اين بلا و گرفتاري طولاني خواهد بود؟ فرمود: نه، تا زماني كه عرب‌ها زمام امور خودشان را از نفوذ ديگران رها ساخته و تصميم‌هاي جدّي آنان دوباره تجديد شود آنگاه سرزمين فلسطين به دست آنها فتح خواهد شد، و عرب‌ها پيروز و متّحد خواهند گرديد، ونيروهاي كمكي از [طريق] سرزمين عراق به آنان خواهد رسيد كه بر روي پرچم‌هايشان نوشته شده است: «القوّة».(1) عرب‌ها و ساير مسلمانان همگي مشتركاً براي نجات فلسطين قيام خواهند كرد [و با يهوديان خواهند جنگيد] و چه جنگ بسيار سختي كه در وقت مقابله با يكديگر در بخش عظيمي از دريا روي خواهد داد كه در اثر آن مردمان در خون شناور شده و افراد مجروح بر روي اجساد كشته‌ها عبور كنند.

ايشان آنگاه فرمودند: و عرب‌ها سه بار با يهود مي‌جنگند، و در مرحلة چهارم كه خداوند ثبات قدم و ايمان و صداقت آنها را دانست هماي پيروزي بر سرشان سايه مي‌افكند. بعد از آن فرمود: به خداي بزرگ سوگند كه يهوديان مانند گوسفند كشته مي‌شوند تا جايي كه حتّي يك نفر يهودي هم در فلسطين باقي نخواهد ماند.(2)

آن حضرت در روايتي ديگر كه «عبايد اسدي» آن را نقل كرده است، مي‌فرمايد: من در آينده در مصر منبري روشني‌بخش بنيان خواهم نمود ...، و يهود و نصاري را از سرزمين هاي عرب بيرون خواهم راند، و عرب را با اين عصاي خود [به طرف حق] سوق خواهم داد. عبايه مي‌گويد: من عرض كردم: يا امير المؤمنين! گويي شما خبر مي‌دهيد كه بعد از مردن بار ديگر زنده مي‌شويد و اين كارها را انجام مي‌دهيد! فرمود: هيهات اي عبايه ! مقصود من از اين سخنان آن گونه كه تو خيال كردي نيست؛ مردي از دودمان من اينها را انجام خواهد داد.(3)

با اميد به آنكه به زودي با ظهور امام مهدي(ع) شاهد نابودي صهيونيسم متجاوز و آزادي كامل سرزمين فلسطين و شريف باشيم

.................................

پي‌نوشت‌ها:

1) .ظاهرا اشاره به آيه «و أعدّوا لهم ما استطعتم من قوّه» (سورة انفال(8)، آية 60) باشد.

2). عقائد الاماميه، ج1 ، ص270؛ به نقل از هاشمي شهيدي، سيداسداله، ظهور حضرت مهدي(ع) از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، ص

3). بحارالانوار، ج53، ص59؛ معاني الاخبار، ص407؛ به نقل از همان، ص

 

 



:: موضوعات مرتبط: مطالب مذهبي , ,
|
امتیاز مطلب : 17
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : الهام ابراهیمی
تاریخ : شنبه 25 شهريور 1391
نظر امام حسین (ع) ، راجع به ایرانیان ، به نقل از شیخ عباس قمی

 

نظر امام حسین بن علی (ع)، راجع به ایرانیان، به نقل از شیخ عبّاس قمی

کسانی که به راستی باید آنها را یزیدیان زمان خواند، سعی می کنند، با تمسّک به هر نوع فریبکاری، مردم ایران را با اهل بیت عصمت و طهارت دشمن کنند. در زیر یکی از این شبهه سازیها را می خوانید. از شما دعوت می شود که بعد از خواندن شبهه، پاسخ را تا آخر و به صورت دقیق بخوانید:

شبهه:

متنی در کتاب سفینه البحار نوشته حاج شیخ عباس قمی صفحه 164 از قول حسین بن علی آمده است:  که ترجمه آن چنین است:

ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانی ها هستند روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهترو بالاتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتر است. ایرانی ها را باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشان را به فروش رسانید و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت.

 

پاسخ:

  به نظر می‌رسد تهیه کنندگان و منتشر کنندگان این مطالب اهداف خاصی را دنبال کرده، شتابزده در صدد ایجاد شکاف و تفرقه میان مسلمانان هستند. در این راه حاضرند دست به هر کاری بزنند و هر تحریفی را انجام دهند.

اولاً پیش از ترجمه و توضیح متن حدیث مورد پرسش، یادآوری این نکته ضروری است که در مطالب نقل شده، اشتباهات و تحریفات متعددی صورت گرفته که به اختصار از این قرار است:

الف) ترجمه، اشتباهات فراوانی دارد که در مقایسه با ترجمه صحیح معلوم می‌شود.

ب) قسمت «بیان» به بعد که در متن عربی آمده، کلام امام(ع) نیست و توضیح روایت است که نویسنده کتاب با ذکر این جمله وارد توضیح روایت شده و «بیان» به معنای توضیح است، در حالی که مترجم شبهه ساز، جمله «بیان» را این گونه معنى کرده که «روشن است که...» و به امام نسبت داده است!

ج) روایت از امام صادق(ع) است که به اشتباه به امام حسین(ع) نسبت داده شده است! کسی که اندک آشنایی با روایات داشته باشد، می‌داند که مراد از «ابی عبدالله» در روایات به صورت مطلق، امام صادق(ع) است، نه امام حسین(ع(.

د) قسمت پایانی متن فوق [از جمله: «سوء رأی الثانی» به بعد] رفتار خلیفه دوم با اسیران فارس نقل شده که مترجم این بخش را هم به عنوان حدیث از امام حسین نقل کرده، از همه بدتر این که بخشی از آن را حذف کرده که مربوط به ادامه نقل است. ادامه این نقل اعتراض امیرالمؤمنین علی(ع) است به رفتار خلیفه دوم. حضرتش خطاب به خلیفه دوم می‌فرماید: «پیامبر فرموده کریمان هر قومی را احترام کنید، هرچند مخالف با شما باشند. این جماعت عجم حکیمان و کریمان هستند که آغوششان را با تسلیم به روی ما گشوده و اسلام را قبول کرده‌اند و من حق خودم و بنی هاشم را از آنان بخشیدم.»

ابتداترجمه غلط و مغرضانه ای که از این حدیث شده است می آوریم و سپس ترجمه صحیح ان را ذکر می کنیم تا تفاوت این دو ترجمه روشن شود.

در ترجمه ایشان آمده است: «ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانی ها هستند. روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتراست. ایرانیها را باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشانرا بفروش رسانید و مردانشانرا به بردگی و غلامی اعراب گماشت.»

هم چنان که در این ترجمه ملاحظه می کنید:

 اولا کلمه عجم به ایرانی ترجمه شده است که این نوع ترجمه در نوع خودش بی نظیر است زیرا هیچ لغت شناسی تا به حال عجم را به ایرانی ترجمه نکرده است. در مورد معنای واژۀ عجم در پایین توضیح خواهیم داد.

ثانیا عبارت «روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتراست...» جزء حدیث نیست و به عنوان شرح وتوضیح نویسنده کتاب نسبت به حدیث می باشد ولی ایشان فکر کرده است که جزء حدیث است و همه را یک جا ترجمه کرده است.

اما ترجمه صحیح حدیث این است که: "امام صادق(ع) فرمود: «ما قریش هستیم و شیعیان ما عرب هستند و دشمنان ما عجم»"! و قسمتی که بعد از آن آمده، و شبهه ساز آن را با «روشن است که...» مطرح می کند، جزئی از حدیث نیست و سخنی است که کاتب نوشته است، و البته نظر نویسندۀ کتاب مناقب هم نیست و چنانکه در ادامه توضیح خواهیم داد، در اینجا نیز این شبهه ساز محترم(!) تحریف کرده اند.

یعنی شیعیان ما از عربند و دشمنان ما از غیر عرب، ودر واقع عرب ستایش شده کسی است که از شیعیان ما باشد و [شیعیان ما] اگر چه غیر عرب باشند ممدوح و مورد ستایش هستند و غیر عرب مذموم کسی است که دشمن ما باشد [و دشمن ما] اگر چه عرب باشد مذموم است."

یعنی این که : شیعیان ما ممدوح و مورد ستایشند چه عرب باشند چه غیر عرب و دشمنان ما مذمومند چه غیر عرب باشد و چه عرب.

ثانیاً در مورد اینکه نقل شده است که «ایرانیها را باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشانرا بفروش رسانید و مردانشانرا به بردگی و غلامی اعراب گماشت.»

  در مناقب نقل شده است: وقتی اسیران فارس را به مدینه آوردند، خلیفه دوم خواست زنان آنان را بفروشد و مردان آنان را برده عرب قرار دهد و قصد داشت که ناتوانان از طواف را مانند مریض، ضعیف و پیران را بر دوش آنان نهد، امیر المؤمنین(ع) به فرمود: "پیامبر خدا(ص) فرمود: «کریم هر قومی را احترام کنید، هرچند دشمن شما باشد و این جماعت فارس، حکیمان و کریمان هستند که آغوش خود را با تسلیم برای ما گشوده و مایل به اسلام شده‌اند؛ و من سهم خودم و بنی هاشم را از آنان بخشیدم»".(۱)

  این ترجمه صحیح را با ترجمه ناقص و سراسر غلط و مغرضانه ای که از این عبارت داده شده مقایسه کنید: ایشان رفتار بد خلیفه دوم را این طور ترجمه کرده است: «روشن است که ایرانیها را باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشانرا به فروش رسانید و مردانشانرا به بردگی و غلامی اعراب گماشت.»

اوّلاً این عبارت از حدیث امام حسین یا امام صادق(علیهما السّلام) نیست و گزارشی است که نویسنده کتاب مناقب از رفتار خلیفه دوم ارائه می دهد.

ثانیا معنای عبارت این نیست که «ایرانی ها باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشانرا به فروش رسانید و مردانشانرا به بردگی و غلامی اعراب گماشت» بلکه معنایش این است که خلیف دوم تصمیم داشت چنین کاری انجام دهد که امام علی شدیدا با وی مخالفت کرد و چنین حادثه ای اتفاق نیفتاد و بین این دو گزاره اختلاف زیادی وجود دارد زیرا بین جمله خبری و انشایی تفاوت وجود دارد، آن چه در کتاب مناقب امده است این است که خلیفه دوم می خواست چنین کاری انجام دهد در صورتی که آن چه مغرضانه ترجمه غلط شده آن است که خلیفه دوم گفته ایرانی ها را باید دستگیر کرد و ضمناً آنقدر مغرض بوده است که به جای خلیفۀ دوم نام امام حسین را می آورد!

ثالثاً روایات فراوانی در مدح عجمان و به خصوص ایرانیان آمده است که یکی از آنها روایتی است که در ابتدای این متن آمده است ولی متاسفانه مغرضانه آن را حذف کرده اند .

  امام صادق می‌فرماید: «اگر قرآن بر عجم و غیر عرب نازل می‌شد، عرب به آن ایمان نمی‌آورد،‌ و قرآن بر عرب نازل شد و عجم به آن ایمان آوردند و این فضیلتی است برای عجم.»

  در صفحه 166 همین کتاب حدیثی است به نقل از کتاب غیبت نعمانی از امیر المومنین علیه السلام که فرموده اند: گویا عجم ها را می بینم که در مسجد کوفه چادر بر پا کرده اند و به مردم قرآن می آموزند به همان ترتیبی که در واقع به پیامبر نازل شده است...

  هم چنان که ملاحظه می کنید بر فرض این که عجم به معنای ایرانی باشد، امام از ایرانیان تعریف کرده است که اینها دارای تعصبات قومی نیستند و به قرآنی که عربی نازل شده است ایمان آوردند ،گذشته از این که در هیچ روایتی نکوهش ایرانیان نیامده، چنین چیزی با قرآن و روح تعالیم پیامبر (که می‌فرمود: «هیچ عربی را بر عجم فخر نمی‌باشد و گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست») سازگار نیست.

  رابعاً حدیثی که از امام صادق نقل شد (همان گونه که در توضیح مرحوم شیخ عباس قمی از مرحوم مجلسی نقل شده) منظور این نیست که عجم دشمنان اهل بیت هستند، بلکه ترجمه صحیح این است که دشمنان ما عجم هستند، یعنی هر کس دوست ماست عرب است، گرچه عجم باشد و هر کس دشمن ماست، عجم و بیگانه است.

  واژه عجم در لغت بار منفی دارد و مراد از آن کسی است که از بیان مراد خود گنگ است. هرچند به ظاهر عرب باشد. در روایات دیگری نیز تأیید این برداشت از روایت موجود است، از جمله در روایتی از امام صادق آمده است:‌«شعیان ما عرب هستند و سایر مردم اعرابی [بادیه نشین و بیگانه از تعالیم اسلام]اند»(۲).

در روایت دیگر می‌فرماید: «مؤمن عرب است، چون پیامبر او و کتابی که بر وی نازل شده است، عربی است»(۳).

  خامساً نکته ای که نباید مورد غفلت قرار بگیرد آن است که واژه «الممدوح» در "العرب الممدوح " و «المذموم» در "العجم المذموم" صفت‌اند و نه خبر، بنابراین نویسنده کتاب در صدد این نبوده است که بگوید عرب خوب است و عجم بد است، بلکه در مقام شرح حدیث گفته است: منظور امام از عربی که مورد ستایش واقع شده شیعیان هستند اعم از این که عرب باشند یا خیر و منظور از عجم مذموم آن نیست که عجم مورد مذمت قرار گیرنند و منظور امام این بوده است که دشمنان شیعه غیرعرب محسوب می شوند چه به زبان عربی صحبت کنند یا خیر.

ومتاسفانه این فرد که در صدد انتشار این حدیث بوده است نتوانسته است فرق بین صفت و خبر بفهمد.

به نظر می‌رسد تهیه کنندگان و منتشر کنندگان این مطالب اهداف خاصی را دنبال کرده، شتابزده در صدد ایجاد شکاف و تفرقه میان مسلمانان هستند. در این راه حاضرند دست به هر کاری بزنند و هر تحریفی را انجام دهند که یک نمونه آن همین چند سطر بود که در آن چندین اشتباه وجود دارد و پایان آن اشتباهی است که در سطر آخر نام کتاب شده که دقیق نوشته نشده و به جای مدینة الحکم و الآثار، مدینة الأحکام و الآثار نوشته شده و مجلد آن هم آدرس دهی نشده که جلد دوم است.

سلام خدا بر حسین، آن امام شهیدی که دشمنانش هرگز چیزی جز دروغ، برای محکوم نمودنش، نداشته و نخواهند داشت.

  از دشمنان اسلام سپاسگذارم، که با ما ثابت می کنند که هیچگونه ایراد حقیقی وجود ندارد که بخواهند به اسلام وارد کنند و دلایلشان علیه اسلام، یک مشت دروغ و تحریف حقیقت است.

 

منبع مقاله: مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی 

رده بندی موضوعی: پاسخ به شبهات سیرۀ معصومین

 

پی‌نوشت‌ها:

۱ـ سفینه البحار، ج 2، ص 165.

۲ـ کافی، ج 8، ص 166.

۳ـ بحار، ج 64، ص 171.

 



:: موضوعات مرتبط: مطالب مذهبي , مطالب روز , ,
|
امتیاز مطلب : 18
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
نویسنده : الهام ابراهیمی
تاریخ : یک شنبه 19 شهريور 1391
آقاي من ؛ چقدر دلم برايت تنگ شده است مطلب ارسالی ازnazanin

 

چقدر دلم برایت تنگ ...

برای بودنت ...برای دیدنت ...

کاش بودی و می دیدمت ... کاش من باشم و تو مرا ببینی ...

هنوز خود را پیدا نکرده ام ، پس به من نگاهی نکن ...

بگذاز زمانی که به من می نگری خود باشم ... خود خود ...

چند سالی ست دنبال خودم می گردم ، پیدایش نمی کنم ...

آری در اعماق زمین و یا در کرانه های آسمان خود را گم کرده ام ...

 چگونه بجویم خود را ...

چگونه پیدا شوم در این ناپیدای زمانه ...

می خواهم از نو خود بشوم ... خودی که تو را خوب می دید و خوب دیده می شد...

آری می خواهم خود خودم شوم ...

چقدر دلم برای خودم تنگ شده ...

تو را به جان مادرت زهرا (س) مرا درياب ...

مرا دعا كن ... ميخواهم خاك  پاي يارانت باشم .

تو را به خدا مرا درياب اين نور ديده زهرا (س)


 



:: موضوعات مرتبط: مطالب مذهبي , ,
|
امتیاز مطلب : 20
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده :
تاریخ : 8 شهريور 1391
فقير گفت:

کلامی از شیخ بهایی:



آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا:

اگر بسیار کار کند، میگویند احمق است !

اگر کم کار کند، میگویند تنبل است !

اگر بخشش کند، میگویند افراط میکند !

اگر جمع گرا باشد، میگویند بخیل است !

اگر ساکت و خاموش باشد، میگویند لال است !

اگر زبان آوری کند، میگویند وراج و پر گوست !

اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند، میگویند ریا کار است !

و اگر نکند، میگویند کافر است و بی دین !

لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد

و جز از خداوند نباید از کسی ترسید.

پس آنچه باشید که دوست دارید.

شاد باشید، مهم نیست این شادی چگونه قضاوت شود.

 

         



:: موضوعات مرتبط: مطالب مذهبي , ,
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : الهام ابراهیمی
تاریخ : شنبه 4 شهريور 1391
الهی ، پروردگارا

 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم

گفتی: فانی قریب

.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم کاش می‌شد بهت نزدیک بشم

گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال

.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.

 

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم

.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

 

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی

گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه

.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.

 

گفتم: با این همه گناه آخه چیکار می‌تونم بکنم؟

گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده

.:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

 

گفتم: دیگه روی توبه ندارم

گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب

.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.

 

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟

گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا

.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

 

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله

.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) :

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! …  توبه می‌کنم

گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین

.:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

 

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک

گفتی: الیس الله بکاف عبده

.:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

 

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟

گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم

من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش

بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن .

خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)

 



:: موضوعات مرتبط: مطالب مذهبي , دلنوشته , ,
|
امتیاز مطلب : 22
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
نویسنده : الهام ابراهیمی
تاریخ : شنبه 4 شهريور 1391
يا رب العالميم

 

پیامبر اکرم (ص)فرمودند : 


 رمضان ماهی است که ابتدایش رحمت، میانه هایش مغفرت و پایانش آزادی از آتش جهنم است.


 

 اميدوارم در پناه مهربانترين مهربانان ؛ رحمت اول ماه رمضان و مغفرت ميانه ي ماه شامل حال همگيمان شود و به حق رحمت بي واسعه اش از آتش جهنم رهايي يابيم .

 

 

             انشاء الله يا رب العالمين

 

 

 

 



:: موضوعات مرتبط: مطالب مذهبي , مطالب روز , ,
|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : الهام ابراهیمی
تاریخ : شنبه 28 مرداد 1391
مجموعه پوسترهاي عيد خجسته فطر



:: موضوعات مرتبط: مطالب مذهبي , مطالب روز , ,
|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : الهام ابراهیمی
تاریخ : شنبه 28 مرداد 1391
عید فطر مبارک

 

ميهماني خوبي را گذرانديم ....

كاش ذات مقدس باريتعالي نيز بفرمايند :

                      ميمانان خوبي داشتم ...

 

                عيـد فطـر مبـارك



:: موضوعات مرتبط: مطالب مذهبي , مطالب روز , ,
|
امتیاز مطلب : 24
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
نویسنده : الهام ابراهیمی
تاریخ : شنبه 28 مرداد 1391
یه دختر خانم محجبه نانازی

 

تا حالا دختري به اين نانازي و محجوب ديديد ؟

 

 

من كه اين همه جذبه به وجد اومدم شما چطور ؟



:: موضوعات مرتبط: مطالب مذهبي , ,
|
امتیاز مطلب : 21
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : الهام ابراهیمی
تاریخ : یک شنبه 22 مرداد 1391
رسول اکرم (ص) فرمودند :

 

خداوند عزوجل فرمودند ؛

 

كسيكه از من بخواهد و دعا كند و بداند كه تنها منم كه سود و زيان مي رسانم ،

منهم دعاي او را اجابت مي كنم .



:: موضوعات مرتبط: مطالب مذهبي , ,
|
امتیاز مطلب : 20
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
نویسنده : الهام ابراهیمی
تاریخ : شنبه 21 مرداد 1391
سیمای امام زمان ( ارواحنا فداء) در شب های قدر

 

 

خداوند متعال در چهارمین آیه سوره مباركه قدر می‌فرماید:

تنزّل الملائكة و الرّوح فیها بإذن ربهّم من كلّ أمرٍ؛ فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرمانی (برای تقدیر هر كاری) فرود آیند. (1)

فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تكرار و بقاء «لیلةالقدر» دارد، و در آیات سوم و چهارم سوره دخان نیز:

فیها یفرَق كلّ أمرٍ حكیم(2) ؛ در آن شب، هر فرمانی، بر حسب حكمت صادر می‌شود.

دلالت بر تجدد و دوام دارد. زیرا هیأت نحوی باب «تفعّل» دلالت بر پذیرش یا تكلف یا هر دو می‌نماید. ظاهر این فعل‌ها، خبر از تفریق و تنزل امر در لیلةالقدرهای آینده می‌دهد.

این امر كه در زمان رسول خدا به آن حضرت نازل می‌شده‌است، و در هر شب قدر دیگر، باید بر كسی نازل و تبیین و تحكیم یا كشف شود كه به افق نبوت نزدیك و پیوسته باشد.

قبول اصل وصایت رسول اكرم صلی الله علیه و آله و امامت، ناشی از این معنی و مبتنی بر همین اساس است.

امام سجاد علیه السلام فرموده‌اند:

ای گروه شیعه، با سوره «انا انزلناه فی لیلة القدر» با مخالفین امامت ائمه معصومین علیهم السلام مخاصمه و مباحثه (و اتمام حجت) كنید تا كامیاب و پیروز شوید، به خدا كه آن سوره، پس از پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله حجت خدای تبارك و تعالی است بر مردم، و آن سوره آقای دین شماست و نهایت دانش و آگاهی ماست. ای گروه شیعه، با «حم و الكتاب المبین؛ انا انزلناه فی لیلة مباركة انا كنا منذرین» مخاصمه و مناظره كنید، زیرا این آیات مخصوص والیان امر امامت بعد از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله است.

 

 

كسی كه قرآن را به عنوان كلام خدا پذیرفت به این معنی است كه همه سوره‌ها و آیات آن را پذیرفته است و یك مسلمان واقعی هم كسی است كه تسلیم همه آیات قرآن باشد، پس هر مسلمانی الزاماً باید سوره قدر، و از آن سوره، شب قدر، و استمرار آن را تا قیامت بپذیرد و لازمه پذیرفتن آن، آیه (تنزّل الملائكة...) كه هر فرد با ایمانی ناگزیر از قبول آن است. باید بپذیرد كه در شب قدر فرشته‌ها و روح از جانب پروردگار با هر امری فرود می‌آیند و این امر یك متولی و ولیّ می‌خواهد كه متولی و ولیّ آن امر باشد. این كه خداوند در آیات سوم و چهارم سوره دخان می‌فرماید:

 

در آن شب هر فرمانی، بر حسب حكمت صادر می‌شود. فرمانی از جانب ما، و ما همواره فرستنده آن بوده‌ایم.

دلالت بر تكرار و تجدید و ارسال در آن شب دارد و به این معنا كه آن شب، فرشتگان و روح، در هر سال، دائماً نازل می‌شوند؛ پس باید به طور مدام شخصی به عنوان «ولیِّّ» این امر باشد كه به سوی او نازل و ارسال گردند كه او همان ولیّ جهان و جهانیان خواهد بود؛ و هم اوست كه اطاعتش بر همگان واجب است.

به همین سبب، هر كس ادعا كرد كه من ولیّ امر هستم، باید ثابت كند كه این امر توسط فرشتگان و رو ح بر او نازل شده و می‌شوند، و چون هیچ كس جز پیامبر و اوصیاء معصوم علیهم السلام نمی‌توانند مدعی این امر باشند و اساساً هم نیستند، باید از اوصیاء و پیامبر همواره كسی باشد كه در شب قدر توسط روح و فرشتگان از جانب یزدان هر امری بر او نازل شود.

آیه مورد بحث، یكی از مستدل‌ترین آیات قرآن كریم بر ضرورت وجود همیشگی یك ولی امر از جانب خداست كه امین بر حفظ و اجزاء و اداء امر الهی باشد، و آن همان امام معصوم است.

و هر كس نزول پیوسته فرشتگان و روح را در شب قدر بپذیرد كه اگر به قرآن ایمان دارد باید بپذیرد، ناگزیر باید ولی امر را هم بپذیرد وگرنه كافر به بعضی از آیات قرآن خواهد بود، كه در آن صورت چنین كسی بنابر بیان خود قرآن كریم كافر واقعی است.

از رسول اكرم صلی الله علیه و آله نقل شده است، كه به اصحابشان فرموده‌اند:

به شب قدر ایمان بیاورید، زیرا آن شب برای علی بن ابی‌طالب علیه السلام و یازده نفر از فرزندان او پس از من خواهد بود.

 

 

چنان كه خداوند در آیات 150 و 151 سوره نساء می‌فرماید:

 

"إنّ الّذین یكفرون بالله و رسله و یریدون ان یفرّقوا بین الله و رسله و یقولون نؤمن ببعض و نكفر ببعض و یریدون أن یتّخذوا بین ذلك سبیلاً ٭ أولئك هم الكافرون حقّاً و أعتدنا للكافرین عذاباً مهینا؛ كسانی كه به خدا و پیامبران خدا كافر شده‌اند و می‌خواهند بین خدا و رسولانش جدایی اندازند و می‌گویند به برخی ایمان می‌آوریم و به بعضی كافر می‌شویم و می‌خواهند در این میان (بینابین) اتخاذ كنند، اینان حقا كافرند و ما برای كفركیشان عذاب خواركننده‌ای مهیا كرده‌ایم.

و می‌بینید كه خداوند، كسانی را كه پاره‌ای از آیات خدا را بپذیرند و برخی را نپذیرند، كافر حقیقی می‌داند.

بنابراین مؤمن حقیقی كسی است كه هم استمرار لیلةالقدر را تا قیامت پذیرا باشد و هم وجود حجت زمان و ولیّ امر، و امام معصومی كه امر الهی را دریافت می‌كند و امین بر آن در جهت پاسداری، به ‌كار بستن و اداء باشد، قبول كند؛ یعنی همان بزرگواری كه در زمان وجود مقدس بقیةالله الاعظم حضرت مهدی(عج) می‌باشد و به همین سبب پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله بنابر آنچه شیعه و سنی از آن حضرت نقل كرده‌اند، فرمودند:

"من أنكر المهدی فقد كفر (3) ؛ كسی كه وجود مهدی را انكار كند، رهسپار دیار كفر شده است."

و در كتب شیعه، از این قبیل احادیث فراوان است، و از آن جمله، از امام صادق علیه السلام و آن حضرت از پدر ارجمندشان و از آن طریق از جدّ عالیقدرشان و از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل شده كه فرموده‌اند:

"القائم من ولدی اسمه إسمی و كنیته كنیتی و شمائله شمائلی و سنّته سنتی یقیم النّاس علی ملتّی و شریعتی و یدعوهم إلی كتاب الله عزّوجلّ، من أطاعة أطاعنی و من عصاه عصانی، و من أنكره فی غیبته فقد أنكرنی، و من كذبه فقد كذّبنی، و من صدّقه فقد صدّقنی، إلی الله اشكو المكذّبین لى فى أمره، و الجاهدین لقولی و المضلّین لأمتّی عن طریقته و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلبٍ ینقلبون(4)؛

قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و كنیه او، كنیه من «ابوالقاسم» و سیمای او سیمای من و سنت او سنت من است، دین و آیین و ملت و شریعت مرا در بین مردم بر پا می‌دارد و آنان را به كتاب خدای عزوجل فرامی‌خواند. كسی كه او را طاعت كند، مرا پیروی ‌كرده و كسی كه او را نافرمانی كند، مرا نافرمانی كرده است و كسی كه او را در دوران غیبتش انكار كند، تحقیقاً مرا انكار كرده و كسی كه او را تكذیب كند هر آینه مرا تكذیب كرده و كسی كه او را تصدیق كند، هر آینه مرا تصدیق كرده است. از آنها كه مرا درباره او تكذیب كرده و گفتار مرا در شأن او انكار می‌كنند و امت مرا از راه او گمراه می‌سازند، به خدا شكایت می‌برم. به‌ زودی آنها كه ستم كردند و می‌دانند كه بازگشتشان به كجا است و سرنوشتشان چگونه است (و چگونه در دگرگونی‌ها، مجازات ستمگری‌های خود را در دنیا و آخرت خواهند دید."

در این حدیث شریف انكار و تكذیب امام عصر، اروحنا فداه، انكار و تكذیب پیامبر به حساب آمده است، و در نتیجه همه پیامبران را انكار كرده، كه همان رهسپاری به وادی كفر خواهد بود.

علی بن ابراهیم قمی در تفسیری درباره نزول فرشتگان و روح، در شب قدر می‌گوید:

 فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان(عج) نازل می‌شوند و آنچه را از مقدرات سالانه بشر، نوشته‌اند، به او تقدیم می‌دارند.

و همین محدث مورد وثوق از حضرت امام باقر علیه السلام نقل كرده، كه وقتی از حضرتش پرسیدند: آیا شما می‌دانید كه لیلة القدر كدام شب است؟ حضرت فرمودند:

چگونه ندانیم، و حال آن‌كه در شب قدر فرشتگان بر گِرد ما طواف می‌كنند. (5)

از حضرت صادق علیه السلام نقل شده كه فرموده‌اند:

«ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم»، «شب قدر» فاطمه و «قدر» خداست، پس كسی كه فاطمه(علیهاالسلام) را آنگونه كه باید، بشناسد، شب قدر را درك كرده است.

 

 

حضرت امام سجاد علیه السلام، در این باره، می‌فرمایند:

 

همانا سال به سال در شب قدر تفسیر و بیان كارها، بر ولی امر (امام زمان) فرود می‌آید.

و نیز آن حضرت فرموده‌اند:

ای گروه شیعه، با سوره «انا انزلناه فی لیلة القدر» با مخالفین امامت ائمه معصومین علیهم السلام مخاصمه و مباحثه (و اتمام حجت) كنید تا كامیاب و پیروز شوید، به خدا كه آن سوره، پس از پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله حجت خدای تبارك و تعالی است بر مردم، و آن سوره آقای دین شماست و نهایت دانش و آگاهی ماست. ای گروه شیعه، با «حم و الكتاب المبین؛ انا انزلناه فی لیلة مباركة انا كنا منذرین» مخاصمه و مناظره كنید، زیرا این آیات مخصوص والیان امر امامت بعد از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله است.

همچنین از رسول اكرم صلی الله علیه و آله نقل شده است، كه به اصحابشان فرموده‌اند:

به شب قدر ایمان بیاورید، زیرا آن شب برای علی بن ابی‌طالب علیه السلام و یازده نفر از فرزندان او پس از من خواهد بود.

از آنچه كه نگارش یافت، استفاده می‌شود كه شب قدر تا قیامت باقی است و در هر شب قدر هم ولی امر و صاحب امری هست كه آن امر را دریافت دارد، كه در زمان ما صاحب آن امر صاحب بزرگوار ما حضرت حجة‌ بن الحسن المهدی، ارواحنا فداه است و برای آن‌ كه بهتر بدانیم كه لیلةالقدر بیانگر مقام شامخ ولایت اهل بیت علیهم السلام و امامت آنان تا روز رستاخیز می‌باشد؛ حدیثی را هم كه در بخش فضیلت‌های حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام است، ملاحظه می‌كنیم كه در آن به طور كنایه از آن بانوی عظیم القدر تعبیر به لیلةالقدر شده است و آن در تفسیر فرات بن ابراهیم از حضرت صادق علیه السلام نقل شده كه فرموده‌اند:

«ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم»، «شب قدر» فاطمه و «قدر» خداست، پس كسی كه فاطمه(علیهاالسلام) را آنگونه كه باید، بشناسد، شب قدر را درك كرده است.

و این اشاره به مقام ولایت آن بانوی معصوم نیز دارد.

و از طرفی، همان‌گونه كه در شب قدر امر حق بر امام به حق فرود می‌آید، نزول‌گاه نور پاك امامان معصوم نیز وجود مقدس فاطمه زهرا علیهاالسلام است؛ كه حقیقتاً هر كس آن بانو را شناخت و به عظمت مقام فرزندان معصومش و همسر مظلوم و معصومش پی‌ برد، شب قدر را درك كرده است.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- برگرفته از تحقیقی درباره لیلةالقدر و رابطه آن با امام عصر ارواحنافداه، صص 149 ـ 132، با تلخیص .

2- سوره دخان (44)، آیه 4.

3- علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج 51، ص 51 / منتخب الاثر، فصل 10، ب 1، جز 1، ص 492.

4- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 51، ص 73 / منتخب الاثر، فصل2، ب 3، ح 4 ، ص 183.

5- امراء هستی، ص 190/ تفسیر القمی، ص 731/ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 97، ص 14، جز 23.

 

منبع:

ماهنامه موعود، ش 57 ، علی‌اكبر رضوانی .

 



:: موضوعات مرتبط: مطالب مذهبي , ,
|
امتیاز مطلب : 24
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
نویسنده : الهام ابراهیمی
تاریخ : چهار شنبه 18 مرداد 1391
در شبهاي قدر از شما خواننده گرامي التماس دعا دارم

 

 

چنان ‏كه درك شب قدر، كاری مشكل است، بیان جایگاه و «قدر» شب قدر عملی است دشوار كه تنها راه ‏یافتگان به آن شب عزیز می‏توانند واقعیت و حقیقت آن را بیان دارند؛ چرا كه قرآن به پیامبر خدا فرمود: «و تو چه دانی شب قدر چیست؟»

در وصف آن همین بس كه «از هزار ماه برتر است» و مسائلی بر قدر و منزلت این شب افزوده است، از جمله:

1- نزول قرآن

نزول جامع‏ترین، كامل‏ترین و ماندگارترین كتاب الهی بر عظمت و منزلت شب قدر افزوده است. قرآن خود می‏گوید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی اُنْزِلَ فیهِ الْقُرْانَ»(1)؛ «ماه [مبارك] رمضان ماهی است كه در آن قرآن نازل شده است.» اما در چه شبی از شب‌های آن ماه، قرآن نازل شده است؟ آیه دیگر بیان می‏كند كه «اِنّا اَنْزَلْناهُ فی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ» (2)؛ «به راستی، آن [قرآن] را در شبی پر بركت نازل كردیم.» و این شب مبارك را در سوره قدر مشخص فرموده كه «اِنّا اَنْزَلْناهُ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» (3)؛ «به حقیقت ما آن [قرآن] را در شب قدر فرود آوردیم.» پس باید گفت نزول قرآن در چنین شبی بر عظمت آن می‏افزاید. این نكته را هم اضافه كنیم كه این نزول، نزول دفعی است بر قلب رسول گرامی اسلام، نه نزول تدریجی كه آغاز آن با آغاز بعثت یعنی بیست و هفتم رجب همراه است.

 

2- تقدیر امور

در نام‏گذاری شب قدر بیان‌های مختلفی وارد شده است: برخی آن را به معنای شبی با عظمت و بزرگ «لَیْلَةُ الْعَظَمَة» (4) گرفته‌‏اند؛ چرا كه قدر در قرآن به معنای منزلت و بزرگی خداوند آمده، در آیه‏ای می‏خوانیم: «ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ»(5) ؛ «قدر ندانستند (و نشناختند) خدا را آنگونه كه حقّ عظمت او بود.»

«قدر» به معنای تقدیر و اندازه‌‏گیری و تنظیم است. این معنی را هم لغت تأیید می‏كند و هم قرآن و روایات. راغب اصفهانی می‏گوید: «لَیْلَةُ الْقَدْرِ اَیْ لَیْلَةٌ قَیَّضَها لِأُمُورٍ مَخْصُوصَة » (6)؛ شب قدر یعنی شبی كه (خداوند) برای [تنظیم و تعیین] امور مخصوصی آن را آماده [و مقرّر] نموده است.» و قرآن كریم می‏فرماید: در آن شب «یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكیمٍ» (7) «هر كاری بر طبق حكمت [خداوند] جدا (و تعیین و تنظیم) می‏گردد.»

در بحارالانوار روایتی آمده كه: «هر كس در شب‏ قدر، از روی ایمان و محاسبه (و اخلاص) نماز گزارد، خداوند گناهان گذشته او را می‏بخشد.»

و امام صادق علیه‏ السلام فرمود: «التَّقْدیرُ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ تِسْعَةُ عَشْرٍ، وَالاِْبْرامُ فی لَیْلَةِ اِحْدی وَ عِشْرینَ وَالْاِمْضاءُ فی لَیْلَةِ ثَلاثَ وَ عِشْرینَ (8)؛ « تقدیر امور و سرنوشت‌ها در شب قدر، یعنی شب نوزدهم، تحكیم آن در شب بیست و یكم، و امضا ‏آن در شب بیست و سوم صورت می‏گیرد.»

و امام رضا علیه ‏السلام فرمود: «... یُقَدَّرُ فیها ما یَكُونُ فی السَّنَةِ مِنْ خَیْرٍ اَوْ شَرٍّ اَوْ مَضَرَّةٍ اَوْ مَنْفَعَةٍ اَوْ رِزْقٍ اَوْ اَجَلٍ وَ لِذلِكَ سُمِّیَتْ لَیْلَةُ الْقَدْر (9)؛ در آن شب (قدر) آنچه كه در سال واقع می‏شود، تقدیر و اندازه‌‏گیری می‏شود، از نیكی و بدی و سود و زیان و روزی و مرگ. به همین جهت نیز شب قدر شب اندازه‌گیری نامیده شده است.»

و طبق روایات فراوانی (10) سرنوشت افراد برای سال بعد، مانند: رزق و روزی، مرگ و میرها، خوشی و ناخوشی‌ها، حج رفتن و حوادث دیگر زندگی، بر اساس استعدادها و لیاقت‌ها، رقم می‏خورد، و این تقدیر حكیمانه هم، در انسان هیچ گونه «اجبار» و «سلب اختیاری» به وجود نمی‌‏آورد. می‏توان بین تمام اقوال این گونه جمع كرد كه در این شب با عظمت و بزرگ، با فرود ملائكه آسمانی، تقدیرات یك سال مشخص و بر قلب حجّت زمان علیه‏السلام عرضه می‏شود.

 

3- سند امامت

شب قدر بزرگ‏ترین سند امامت و تداوم آن در طول زمان است. در روایات فراوانی، وجود شب قدر را در هر زمان دلیل لزوم امامت و بقای آن دانسته ‏اند، لذا سوره قدر به منزله شناسنامه اهل‌بیت علیهم‏السلام شمرده شده است كه به برخی روایات اشاره می‏شود:

از امام صادق علیه ‏السلام نقل شده است كه فرمود: علی علیه‏السلام زیاد می‏فرمود: هیچ‏ گاه تیمی و عدوی (ابوبكر و عمر) خدمت پیامبر جمع نشدند مگر آن كه آن حضرت سوره «اِنّا اَنْزَلْناهُ ...» را با خشوع و گریه می‏خواند، سپس آن دو عرض می‏كردند چقدر رقّت شما نسبت به این سوره شدید است. پیامبر اكرم صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله می‏فرمود: به جهت آنچه چشمم دیده و دلم فهمیده است و به جهت آنچه دل این شخص [یعنی علی علیه‏السلام ] پس از من خواهد دید. آن دو می‏گفتند: مگر شما چه دیده‌‏ای و او چه می‏بیند؟

رسول اكرم فرمود: «هر كس كه از فیض شب قدر محروم گردد، از تمام خیرات محروم شده است و محروم نمی‌‌ماند از خیرات شب قدر، مگر كسی كه (با اعمال خویش) خود را محروم نموده باشد.»

فرمود: پیامبر اكرم صلی ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله برای آن دو نوشت «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فیها بِاِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ اَمْرٍ» ؛ «ملائكه و روح در آن شب با اذن پروردگارشان برای (تقدیر) هر كاری نازل می‏شوند.» آن‏گاه می‏فرمود: آیا بعد از «كُلُّ اَمْرٍ؛ تمام امرها» كه خداوند می‏فرماید، چیزی باقی خواهد ماند؟ می‏گفتند: نه. سپس حضرت می‏فرمود: آیا می‏دانید آن كسی كه هر امری بر او نازل می‏شود كیست؟ می‏گفتند: تو هستی ای رسول خدا! آن‏گاه می‏فرمود: بله ولی آیا شب قدر بعد از من هم ادامه دارد؟ می‏گفتند: بله. می‏فرمود: آیا [در شب‌های قدر] بعد از من هم آن امر نازل می‏شود؟ می‏گفتند: بله. سپس می‏فرمود: بر چه كسی؟ می‏گفتند: نمی‏دانیم. سپس آن حضرت از سر من (علی) می‏گرفت (و دست را روی سر من قرار می‏داد) و می‏فرمود: اگر نمی‏دانید بدانید، آن شخص پس از من این مرد است.

فرمود: پس آن گاه آن دو نفر همیشه این‏گونه بودند كه شب قدر را بعد از پیامبر اكرم صلی ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله به سبب هراسی كه بر دل آن دو می‏افتاد، می‏شناختند.» (11)

و در جای دیگر علی علیه ‏السلام فرمود: «به حقیقت شب قدر در هر سال وجود دارد و امر سال در آن شب نازل می‏شود و به راستی برای آن امر صاحبان امری است. عرضه شد آنان چه كسانی هستند؟ فرمود: «اَنَا وَ اَحَدَ عَشَرَ مِنْ صُلْبی اَئِمَّةً مُحَدَّثُونَ» (12)؛ من و یازده امام از نسل من كه همه امامانی محدَّث می‏باشند ( ملائكه را نمی‏بینند ولی صدای آنها را می‏شنوند). »

و در برخی روایات آمده كه خود ولایت علی علیه ‏السلام و ائمه علیهم‏السلام جزء تقدیرات آن شب است (13) و دستور داده‌‏اند كه با مخالفان برای اثبات امامت و بقای آن و زنده بودن مهدی علیه‏ السلام به شب قدر استدلال كنید.(14) آری، بقای شب قدر دلیل محكمی است بر بقای امامت و بقای امامت اقتضا می‏كند حیات و زنده بودن مهدی علیه ‏السلام را و حیات مهدی علیه ‏السلام نشانه حیات مذهب پیشتاز و همیشه در صحنه تشیّع است. لذا اسلام اصیل و قرآن تا ابد زنده است.

از اینجا روشن شد كه شب قدر، یعنی شب ولایت و امامت (15) و معنای روایاتی كه شب قدر را به فاطمه زهرا علیها‏السلام تفسیر نموده (16) است، روشن شد كه حقیقت شب قدر امامت و ولایت است و حقیقت ولایت و امامت زهرای مرضیه علیها‏السلام است.

امام صادق علیه‏ السلام فرمود: «التَّقْدیرُ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ تِسْعَةُ عَشْرٍ، وَالاِْبْرامُ فی لَیْلَةِ اِحْدی وَ عِشْرینَ وَالْاِمْضاءُ فی لَیْلَةِ ثَلاثَ وَ عِشْرینَ ؛ « تقدیر امور و سرنوشت‌ها در شب قدر، یعنی شب نوزدهم، تحكیم آن در شب بیست و یكم، و امضا ‏آن در شب بیست و سوم صورت می‏گیرد.»

4- بخشش گناهان

یكی دیگر از ویژگی‌های شب قدر بخشش گناهان و عفو عاصیان و مجرمان است، لذا باید تلاش نمود تا این فیض عظمای الهی شامل حال انسان شود. وای به حال انسانی كه در شب قدر مورد غفران الهی قرار نگیرد؛ چنان كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله می‏فرمود: «كسی كه شب قدر را درك كند، پس بخشیده نشود پس خدا او را (از رحمت خویش) دور می‏سازد.» (17)

و در جای دیگر فرمود: «هر كس كه از فیض شب قدر محروم گردد، از تمام خیرات محروم شده است و محروم نمی‌‌ماند از خیرات شب قدر، مگر كسی كه (با اعمال خویش) خود را محروم نموده باشد.» (18)

لذا باید تلاش مضاعف نمود تا غفران الهی در این شبِ بخششِ گناهان شامل حال انسان گردد.

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله می‏فرمود: «كسی كه در شب قدر به پاخیزد (و آن شب را)  از روی ایمان و محاسبه (و اخلاص ‏بیدار باشد) گناهان گذشته‌‏اش بخشوده می‏شود.» (19)

در بحارالانوار در ذیل این روایت اضافه شده: «هر كس در شب‏ قدر، از روی ایمان و محاسبه (و اخلاص) نماز گزارد، خداوند گناهان گذشته او را می‏بخشد.» (20)

 



:: موضوعات مرتبط: مطالب مذهبي , ,
|
امتیاز مطلب : 19
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : الهام ابراهیمی
تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1391
دعا جهت وسعت رزق و روزی

 

 

صبحها در هنگام اذان سه بار و غروبها در هنگام اذان سه بار خوانده شود

 

 

يا الله ياالله يالله

يا رب يا رب يا رب

يا حي يا قيوم

يا ذالجلال و الاكرام

اسئلك باسمك العظيم الاعظم ،

ان ترزقني رزقاً واسعاً حلالاً طيبا

برحمتك يا ارحم الراحمين

 



:: موضوعات مرتبط: مطالب مذهبي , ,
|
امتیاز مطلب : 23
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 8
نویسنده : الهام ابراهیمی
تاریخ : شنبه 24 تير 1391
یک نفر فردا زمین را نور باران می کند

 

کوچه های شهر ما ویران نمی ماند عزیز

 

کار و بار عشق بی سامان نمی ماند عزیز

 

یک نفر فردا زمین را نور باران می کند 

 

مهدی ما تا ابد پنهان نمی ماند عزیز

 

 


                  اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه 

                 اللهم عجل لولیک الفرج



:: موضوعات مرتبط: مطالب مذهبي , دلنوشته , ,
|
امتیاز مطلب : 16
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : الهام ابراهیمی
تاریخ : پنج شنبه 22 تير 1391
قرائت دسته جمعي دعاي عهد

  قراره 313 نفر بشيم و از روز سه شنبه بيستم همين ماه (تيرماه ) تا آخر رمضمون (40 روز)دعاي عهد رو بعد از اذان صبح بخونيم و علاوه بر ظهور و سلامتي امام زمان و سربازاشون ؛ حوائج خودمون رو هم مد نظر بگيريم اگه خواستيد دعا رو بخونيد ، لطف كنيد و توي نظرات اعلام كنيد .تا تعداد افرادي كه دعا رو مي خونند مشخص بشه .

انشاء الله استجابت دعاي همگيمون و در رأس اونم سلامتي و ظهور امام عصر (عج)



:: موضوعات مرتبط: مطالب مذهبي , ,
|
امتیاز مطلب : 30
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 8
نویسنده : الهام ابراهیمی
تاریخ : یک شنبه 18 تير 1391